![]() |
![]() |
|
| بزن این زخمه اگرچند دراین کاسه تنبور نماندست صدایی... |
|
رفتی و از رفتنت آه سردی است مرا. . . متاسفانه روز جمعه با خبرشدیم که خسرو سینمای ایران ،هنرمند عزیزآقای خسروشکیبایی یکی ازمعدود هنرمندانی که بنده هنرنمایی ایشان رادرقاب تصویرسینماوتلوزیون بسیاردوست داشتم جان را به آن جان آفرین دادار تسلیم کرد. روانش شاد *** انجمن بازيگران سينماي ايران در سوگ خسرو شكيبايي نوشت: «خسرو شكيبايي از ميان ما رفت و آسمان هنر كشورمان ستارهاي بيبديل را از دست داد. بازيگران سينماي ايران بهعنوان صاحبان اين سوگ بزرگ دوشادوش بستگان آن عزيز و آحاد گستردهي مردم دراين وداع تلخ، دلشكسته و داغدارند، اما بيترديد نام و يادش همواره بر تارك فرهنگ و هنر اين مرزوبوم جاودان خواهد ماند. ایسنا رضا كيانيان در نامهاي خطاب به خسرو شكيبايي نوشته است: هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت.
شمس لنگرودي با رفتن خسرو شكيبايي و با ياد اين چهره و صداي بهيادماندني سينما، تئاتر و تلويزيون ايران، دو شعر گفته است. بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شعرهاي اين شاعر را براي «هامون» خاطرهها با نامهاي «اشباح» و «مرا به حال خودم بگذاريد» در پي ميآورد: «اشباح» بركهي اشك است سينهام و پرندگاني شاد بازيكنان به صورت من آب ميفشانند.
آه خسرو، پادشاه شكستخوردگان! تمام لشكريان پارچهييات متواري شدند سربازاني از نور، سايهها تو خسرو اشباح بودي.
آهها از هر سوي بامداد بيست و هشتم تيرماه به خانهي تو رواناند تو خسرو اشباح بودي سيرت نديده تمام ميشوي. دو بركهي اشك است سينهام و پرندگاني كه به صورت من آب ميفشانند از پاهايت كه سرد ميشوند خبري ندارند.
«مرا به حال خودم بگذاريد»
مرا به حال خودم بگذاريد سنگها خسرو مرده است و شما بيقراريد نامش روي كدام شما حك شود.
ميخواهم در تاريكي سينما بنشينم و رؤياهايم را ببينم رؤياهايي كه فقط در تاريكخانههاي شما ظاهر ميشوند.
مرا به حال خودم بگذاريد صفها، باجهها! همهتان به خانهي خود ميرويد تنها اوست در صف ناآشناياني بيبازگشت ايستاده است و دلش براي باجهي سينما تنگ ميشود تنها او به پشت سرش نگاه ميكند و پيش ميرود.
مرا به حال خودم بگذاريد تا صداي قطار را بشنوم كه چهرهي او را دور ميكند.
آه خسرو مردگان! با چشم بسته چطور بازي ميكني در فيلمنامهاي كه نشانت ندادند در جمع مردگان تماشاچي كه از دلتنگي بسيار آه ميكشند.
بازي مكن فرقي ميان تماشاگر و بازيگر مردگان نيست. بازي مكن خيمهشببازيها فقط براي ادامهي زندگي بود
شمس لنگرودي بيست و هشتم تيرماه 87 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت توسط یعقوب |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت توسط یعقوب |
|
|
این آواززیبا باصدای علیرضاقربانی آهنگ متن سریال شب دهم (باآهنگسازی فردین خلعتبری) است که چندسال پیش درایام محرم ازتلوزیون پخش شد شعر آواز:افشین یداللهی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت توسط یعقوب |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت توسط یعقوب |
|
|
واما آخرین پست از وبلاگ ساز خاموش در سال 86
آلبوم شور رومی شهرام ناظری که چندی پیش خارج از ایران منتشر شده بود درایراان نیر با عنوان مولویه منتشر شد .دوستان عزیز برای دیدن متن کاملتربه وبلاگ بنمای رخ رخ مراجعه کنید.
آرزوی سالی همراه با موفقیت وکامیابی برای تمام ایرانیان ودوست داران فرهنگ ایران زمین
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت توسط یعقوب |
|
|
" وبلاگ ساز خاموش صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ سازخاموش در زمینه شعر وموسیقی می باشد شعروموسیقی که در وجودنویسنده آن است.
یعقوب-دانشجوی کارشناسی ریاضی محض e-mail:yaghob_f@yahoo.com |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|